گـل بارون زده
خاطرات عرفان نظم
عشقولانه
پنجشنبه پنجم مهر 1386

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست اما شیشه ی عمر من است
بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند
تار موی توست اما ریشه ی عمر من است

رنگ و بوی تازه از عشق بگیر
پرسوزترین گدازه از عشق بگیر
در هر نفسی که می تپی ای دل من
یادت نرود اجازه از عشق بگیر





