تبليغاتX
گـل بارون زده
تک و تنها یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386
نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت |

دلتنگی شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
 

نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت |

شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
درخت
نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت |

جمعه بیست و سوم شهریور 1386

پرستوي نگاهت از دل آشفته چشمان من هجرت نميكرد


چي مي شد اولين روز جدايي برايم تا قيامت شب نمي شد


وجود پاك و سرشار از اميدم گرفتار سكوت شب نمي شد


چي مي شد ميتونستم بگم برات غزلاي عاشقانه


و يا در آخرين مصرع شعرم بگيرم از تو يك نشانه


چي مي شد زير بارون نگاهت گل نيلوفري رو ديده بودم


و يا از باغ همسايه شبونه گل مريم برايت چيده بودم


چي ميشد زير سقف نيلي شب كنارم عاشقانه مي نشستي

نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت |

پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
دلم مرغ است و زلفت اشیانه
نگاهت آفتاب بیکرانه
تویی خرم تریم باغ جوانی
به هر برگ گلت صدها جوانه
تو را چشمی بود مست و کمانکش
دو ابروی هلالی چون کمانه
تبسم کن چو گل,تا عندلیبان
به سویت از اشیانه
به چشمانت نشان کردی دلم را
زدی تیرٍ نگه را بر شانه
چکد می از دو چشمت قطره قطره
دمد گل از نکاهت دانه دانه
به سویم م ی شتابی با تبسم
زکویم میگریزی بی بهانه
تو لبخند ناز و سر گرانی
من و اشک غم و اه شبانه
نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت |

پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386

تو ماه رمضون مهمون خدایی

حواست رو خوب جمع کن

تو این ماهه که حتی نفس کشیدن و خوابیدنم عبادته

خلاصه اِندِ حاله...   نه؟

نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت

دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
تحمل باید نمود،
تحمل باید نمود.

نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه نوزدهم شهریور 1386

     

محبت چه واژه غريبي

دنيا چه لغت عجيبي

عشق چه زيبا و چه خوبي

شادي چه واژه دروغي

تنهايي چه كلمه آشنايي

اشك هميشه تو با مايي

غم در وجود ما پر

زندگي مثل صدف مثل در

مرگ هميشه با ماست

مردن از غم من كاست

خداي بزرگ و بي رقيب

براي من تكيه اي هست و اميد

پرواز برام يه آرزوست

رفتن به آسمونو نزديك شدن به يك دوست

سلام اول و آمدن و بودن

خداحافظي فقط براي رفتن

پس والسلام اي روزگار بي وفا

 

نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
هوسبازان وقتی زیبایی را می بینند، دوستشان دارند ولی عاشقان وقتی كسی را دوست داشته باشند زیبا می بینند

چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست حداقل از رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلمو نلرزونه 

 

به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد ...

 

 

ماهیت هر انسان آن نیست که برایت آشکار می کند بلکه آن چیزی است که نمی تواند آشکار نماید

بس اگر میخواهی او را بشناسی به گفته هایش گوش مسبار بلکه به ناگفته هایش گوس فرا ده.

 

 

پرسيد به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است

 

 

غربت ديرينه ام را با تو قسمت میكنم             تا ابد با درد و رنج خويش خلوت می كنم
رفتی و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد              من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم
 

 

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

 

وقتي واقعيت ها , آدم را فريب بدهند چه کار مي شود کرد ؟ روزگاريست که حقيقت هم لباسي از دروغ بر تن کرده است و راست راست توي خيابان راه مي رود عشق نشسته است کنار خيابان , کلاهي کشيده بر سر و دارد گدايي مي کند و مرگ , در قالب دخترکي زيبا , گلهاي رز زرد مي فروشد

 

شبي از پشت يک تاريکي غمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا کردم. تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم . پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد با حسرت جدا کردم .

 

نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
هوسبازان وقتی زیبایی را می بینند، دوستشان دارند ولی عاشقان وقتی كسی را دوست داشته باشند زیبا می بینند

چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست حداقل از رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلمو نلرزونه 

 

به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد ...

 

 

ماهیت هر انسان آن نیست که برایت آشکار می کند بلکه آن چیزی است که نمی تواند آشکار نماید

بس اگر میخواهی او را بشناسی به گفته هایش گوش مسبار بلکه به ناگفته هایش گوس فرا ده.

 

 

پرسيد به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است

 

 

غربت ديرينه ام را با تو قسمت میكنم             تا ابد با درد و رنج خويش خلوت می كنم
رفتی و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد              من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم
 

 

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

 

وقتي واقعيت ها , آدم را فريب بدهند چه کار مي شود کرد ؟ روزگاريست که حقيقت هم لباسي از دروغ بر تن کرده است و راست راست توي خيابان راه مي رود عشق نشسته است کنار خيابان , کلاهي کشيده بر سر و دارد گدايي مي کند و مرگ , در قالب دخترکي زيبا , گلهاي رز زرد مي فروشد

 

شبي از پشت يک تاريکي غمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا کردم. تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم . پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد با حسرت جدا کردم .

 

نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
 

             

 وقتي دلتنگ شدي    

 به ياد بيار کسي روقتي دلتنگ شدي  

 به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره 

 وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي

  وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه  

وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساختهو که خيلي دوستت داره 

!!!

 

نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت |

یکشنبه هجدهم شهریور 1386
بدترین
شکل
دلتنگی
اینه
که
کنار
اون
کسی
باشی
که
دوسش
داری
و
بدونی
هرگز
بهش
نمی رسی
نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت |

اعتیاد بدتر از مواد یکشنبه هجدهم شهریور 1386

صبح كه از خواب بلند شدم؛ دنبال دكمه power مي گشتم تا خودمو روشن كنم. اي بابا بازم بايد Scan disk بشم. آخه ديشب بازهم درست Shut down نشدم. از تنبلي رختخواب كه ندارم. بالشت روي سرمه. سرم هم روی Keyboard. يه پام روی Case. يه دستم هم زير تنم گير كرده! Coverهام هم که اوون گوشه افتاده. بالاخره Windowsام اومد بالا.هر چي گوش ميدم؛ صدائي به گوشم نميرسه! آها؛ Speaker هام خاموشه. ساعت 6 عصره . هيچ كس هم که خونه نيست. Cover از Skin جدید خودم خوشم نمیاد. Default Skin می کنم. تو آینه به Monitorام نگاه می کنم. به نظرم میاد که مدلش خیلی قدیمی شده! تازه صفحش هم اصلا  تخت نیست. بعد میرم توی حیاط. دكمه Esc رو فشار ميدم تا در كوچه باز بشه. بعد هم در خونه رو Close ميكنم. و با برنامه Pc Lock  روش يه Pasword ميزارم كه ميدونم خودم هم يادم نمي مونه.
اي بابا باز هم بايد از اين كوچه طولانی رد بشم. از منوی Start , Windows Media Player 9 رو باز میکنم. دیروز یه آهنگ جدید و دانلود کردم. Play می کنم  System توپ توپ نمی خوام, جدیدترین نسخه مسنجر و نمی خوام, emailای با 5GB فضا رو نمی خوام, از مسنجر یه آیدی تازه نمی خوام, اون که میگه اهل چت کردنه, نمی خوام, من فقط می خوام آیدی تو رو داشته باشم, واسه این نه accept  نمی خوام, نه نمی خوام. من آیدی تو رو می خوام, تنها آیدی توی add listام تویی, اونا رو نمی خوام. بی تو از Yahoo من هیچی نمی خوام, کارت اینترنت Free نمی خوام, off send to all رو نمی خوام, آره, اماpm  کسی رو جز تو نمی خوام, دوست دارم چت کردنو ولیییی جز تو از کسی pm می خوام. یکی پرسید اگه آیدیشو نداد, حتی این خیال زشت و نمی خوام. من آیدی تو رو می خوام, تنها id توی add listام تویی, اونا رو نمی خوام))!  چند دفعه دكمه Page Up رو كه ميزنم؛ ميرسم به سر كوچه.
اين همه تاكسي؛ يكيش واي نميسته. دنبال Mouse مي گردم تا به زور يكيشونو نگه دارم. كه همين لحظه؛ يكيشون ميزنه رو ترمز. Enter ميزنم و سوار ميشم. راننده جواد يساري گذاشته و تو حال خودشه. راننده ميگه: كجا ميري؟ ميگم اين آدرس به مسیرتون می خوره؟ G:/Music/Shadmehr/Yas.mp3. راننده ميگه: چي ميگي تو؟!
تو راه یه آقایی سوار میشه که با خانومش با یه زبون خاص حرف میزنه. بهش ميگم: آقا ميشه Alt + Shift  بزني تا Language ات عوض بشه. تا ما هم بفهمیم که شما چی میگین؟! اوون هم یه نگاه غضبناک به من میندازه و هیچی نمیگه. من هم حساب کار میاد دستم و ساکت میشم. مي رسيم به چهارراه امام. کرایه رو میدم و پیاده میشم.
توی خیابونو که نگاه می کنم, پر آدم های جور واجوره. اون هم با format های مختلف, از JPG گرفته تا EXE و SCR. اون هم با حجم های مختلف: چاق و لاغر, بلند قد و کوتاه قد, از چند Kb ای  گرفته تا چند Gb ای! من نمی دونم پدر و مادرها این همه بچه رو از اینترنت Download کردن برای چی!؟ مگه نمی بینن الان افزایش جمعیت چه مشکلاتی رو توی جامعه به وجود آورده؟ مگه نمی دونن که: (بچه کم تر= زندگی بهتر= ارث بیشتر برای بچه ها!) البته همش تقصیر این کارت های اینترنت high speed که دقیقا مثل سزارین که کار زایمان و راحت کرده, این کارت ها هم کارDownload  کردنو راحت کردن! که این میوون پدر و مادر هایی که روی PC شوون  ویروس یاب نصب نکردن, همراه Download بچه هاشون از اینترنت, تعداد زیادی ویروس هم Download می کنن. به خاطر همینه که توی جامعه میوون آدم ها ویروس های زیادی با ظاهری عادی یعنی با format های  قلابی پیدا میشن. که به راحتی شناخته نمیشن. و فقط با ویروس های قوی و اوون هم با دقت زيادي شناخته ميشن.
میرم نونوایی و 200 تومن میدم. 100 تومن نون میگیرم و بقیش هم Account میگیرم! Tab  می زنم و میرم اون بر خیابون. وارد پاساژ میشم. دوست دارم F2 بزنم و اسم پاسا|ژ و به پاساژ بیکاره ها تغییر بدم. آخه اینجا کسی کاری جز دید زدن نداره. از دید زدن ویترین مغازه ها تا دید زدن ….. 
دكمه End رو مي زنم؛ ميرسم به ته پاساژ. دکمه Enter ميزنم و وارد کتابفروشی ميشم. یه کتاب رو میزه که تو چشم میزنه. بازش می کنم, صفحه اول رو باز می کنم, نوشته: تقدیم به او که می داند دوستش می دارم. فصل اول رو میارم. نوشته: (( کاشکی من  monitor ات بودم تاهمیشه روبروت, رخ به رخت می نشستم. تا دیگه این قدر دلم برات تنگ نمیشد. کاشکی که keyboard ات  بودم, تا همیشه زیر انگشتات بودم. کاشکی که headset ات  بودم تا همیشه در گوشت بودم. کاشکی که voice ات  بودم, تا همیشه روی لبات بودم. کاشکی که mouse ات  بودم, تا همیشه توی مشتت بودم. کاشکی که password ات  بودم تا همیشه توی فکرت بودم. کاشکی computer ات  بودم تا همیشه عاشقم بودی))! به صاحب مغازه ميگم: آقا كتاب بوف كور صادق هدايت رو ميخوام. بهم ميده. راست كليك مي كنم؛ بعد هم Open . دنبال فايل Read me مي گردم تا مشخصاتشو بخوونم. با Page Up و Page Down صفحه ها رو جلو و عقب مي كنم. آخرش هم ميگم: آقا اين Filter گذاري شده؛ من نمي خوام. ميگه: يعني چي؟ ميگم: يعني اينكه سانسور شده. Esc ميزنم و خارج ميشم. بعد هم دكمه Home رو فشا ر ميدم: ميرسم به در پاساژ. اه؛ يه دفعه؛ يكي از پسرهای همکلاسیم رو مي بينم. فورا راست كليك ميكنم؛ بعد هم  ,save picture As ….. يه پنجره باز ميشه و مي پرسه كجا عكسشو save كنم. بهش   Addressميدم: D:\Picture\Classmate\Girls\15.jpg همين كه ميام دكمه save رو بزنم كه يك دفعه, چشمتوون روز بد نبينه. يكي از مسول های حراست دانشکدمون رو اون بر خیابون ميبينم. احساس مي كنم كه هنگ كردم. احساس می کنم که Ram  ام  full شده. Cpu ام  داغ كرده. Hard ام  نيم سوز شده.    Fan هام  كار نمي كنند. Vega Card ام  فقط رنگ قرمز و support مي كنه. فورا Alt + Ctrl +Delete ميزنم. ليست برنامه ها مياد. روي اسم طرف, Task End  ميزنم؛ يه پنجره ديگه باز ميشه؛ دوباره End Task ميزنم. أخيش راحت شدم. حالا با مسول حراست چي كار كنم؟ قبل از اينكه منو ببينه رو خودم راست كليك مي كنم. به خودم ميگم: كاشكي Invisible اوومده بودم بيرون. ميرم قسمت Properties و گزينه hidden رو تيك ميزنم. و بعد هم ok مي كنم. دارم فكر ميكنم اگه طرف حرفه اي باشه و Show All Files  كنه چي؟ احساس ميكنم كه به Help احتياج دارم. فورا F1 ميزنم. نوشته: قبل از اينكه رديابي بشي؛ Dis Connect كن. و بعد هم تو دلت! ۱۰ دفعه بگو: من خرم!!!!! من هم dc ميكنم. بعد هم…..!
آخرش هم از منوي Start گزينهShut Down  رو ميزنم. و بعد هم ok. قبل از اينكه Shut Down  بشم, چندتا نکته رو بگم: همیشه ویروس یابتون رو Update نگه دارین. و هر ماه حداقل یه دفعه Memory تون رو Scan كنيد. تا مختوون مثل من Error نده.

نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت |

یکشنبه هجدهم شهریور 1386
گفتا بگو

كفتم چه را؟!

گفتا رنج هاي بي كسي

گفتا بخوان

گفتم چه را؟!

گفتا سكوت لحظه ها

گفتم برو بيش ميازار مرا

گفتامن از راه امدم بينم تو را

گفتم برادر راه ما از هم جداست

گفتا كجايي؟بي كسي!اين راه ماست!

گفتم برادر قصه مان از هم سواست

گفتا مگر در بي كسي افسانه است؟؟؟؟؟؟؟

مگر در بي كسي افسانه است...........

مگر در بي كسي ............

بي كسي.........

 

نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت |

جمعه شانزدهم شهریور 1386
نوشته شده توسط تک رو | موضوع: | لینک ثابت |

>